تبليغاتX
جستار
...

بهار که آمد

گفتم می آیی

آنوقت من و تو تبسم نسیم و پرواز پرستوها

و باز زیر باران و حدیث مرغانی که در قفس ماندند

زیر باران و حدیث مرغانی که در قفس مردند

زیر باران و رگبار واژه های غم آلود

آسمان و ابرهای بغض آلود

دردی مشترک و حنجره ای مصلوب

بهار رفت و باز نیامدی

پاییز هم که بیاید همسفرش نخواهی بود

میدانم

حالا من و این بی تو بودن ها

من و آن خاطرات دور و این دلتنگی ها

و باز به انتظار

یادت بخیر

نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 18:1 توسط مرتضی نوروزی| |

تاسوعا وعاشورای حسینی را در حالی پشت سر گذاشتیم که چند سالی است با آن چرا که به عنوان سنت برگراری چنین مراسم با عظمتی دیده و یا شینده بودیم فاصله گرفتیم .

استفاده از سازهای نا معنوس و بکار گیری ملودی ترانه های روز به صورت نوحه و خواندن اشعاری که به لحاظ بار معنایی بسیار ضعیف هستند همه و همه جز لطمه زدن به هویت دینی ما رهاوردی نخواهد داشت . راستی متولی نظارت بر مراسم محرم چه ارگانی است تا موسیقی مذهبی ما بیش از این مخدوش نشود؟
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 17:28 توسط مرتضی نوروزی| |

سلامي چو بوي خوش آشنايی

جستار آغاز سلامی است به همه آنهايي که
اهل شعرند و شعور
اهل رازند و نياز
اهل سيرند و سلوک
اهل .....
و حرفها و کلماتی که بی هيچ آدابی وترتيبی دستاورد تاملاتی است در متن و حاشيه هنر، ادبيات و زندگی
چشم های ژرف انديش و مهربان را به همدلی می خوانم که همدلی از همزبانی خوشتر است
يا علي مدد

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 15:2 توسط مرتضی نوروزی| |