تهیه کننده ی محترم سریال نرگس در گفت و گوی ویژه برنامه ی عید مبعث خبر داد :
گروه دست اندرکار سریال مذکور مجموعه ای دیگر را عنقریب کلید خواهد زد .
یا علی مدد
می گویند گریاندن مردم آسانتر از خنداندن آنان است ، برای همین است که در موسیقی گوشه های دشتستانی و کرد بیات و آواز دشتی و دستگاه همایون برای ما جذاب تر از شیندن ماهور و چهار گاه است و صدای" نی " ما را دگر گون می کند و اشگ هایمان را بر گونه هایمان جاری می سازد و مرده هایمان اعتباری افزون بر زندگان دارند .
صدا و سیما ظاهرا" با تولید برنامه های نود قسمتی طنز نتوانسته است لبخندی را بر لب های مردم بنشاند ، تنها " مهران مدیری " تا حدودی در این زمینه موفق بوده است اما دیگران حرفی برای گفتن نداشتند ، بنابر این حالا که توان خنداندن مردم وجود ندارد بساط گریه ی آنان را فراهم آورده است و بر خلاف معمول ، در ایامی غیر ماه مبارک رمضان شاهد پخش سریالی به نام " نرگس " هستیم . صرفنظر از موضوع قصه ، درگذشت " پوپک گلدره " وجایگزینی شخصی دیگر، مصیبت سریال را افزون کرده است . مردم نیز مجبورند هر شب شولای مرثیه بر سرکنند و با حزن و اندوه آماده استراحت شوند و منتظر شبی دیگر و غمی دیگرباشند ....
حالا به صدا و سیما چه مربوط که جامعه ی جوان ما نیاز به شادی و شور و نشاط دارد ؟
شادی یعنی چه؟ چه کسی گفته است شاد زیستن هنر است و عمر آدمی را زیاد می کند ؟ مگر قرار است چند سال عمر کنیم ؟
سریال نرگس می توانست یک فیلم دو ساعته باشد .می توانست بسیاری از دیالوگ های آن حذف شود ، می توانست به جای 75 قسمت در 30 قسمت ساخته شود و در ایام ماه مبارک رمضان که عادت به دیدن چنین سریال هایی داریم پخش شود که نشد .
اینها به کنار ، خدا کند که این عادت در صدا و سیما باب نشود و تب ساخت فیلم های 90 قسمتی این چنینی فیلم سازان ما را فرا نگیرد .
یا علی مدد
|
|
|
|
گور شد گهواره، آری بنگريد اينک زمين را قريه خواب و کوه بيدار است و هنگامه شبيخون مرگ من يا تست بیشک آن ستون، آن سقف، آنک! * مادری آنک! به سجده در نماز وحشت خود دخترک خاموش بهتش برده از تنهايی خود نوعروسی خيره در آفاق خونآلوده، در چنگ «باز میپرسی: کهها مردند؟ میگويم: که زنده است؟!» ديگری سر میدهد غمنامهی شکر و شکايت: کودکان از خواب اين افسانه بيداری ندارند از تمام قريه، يک تن مانده و ديگر کسی نيست * مرده چوپان و نیاش افتاده خونآلود جايی. |
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سيد علی صالحی قُمریهای بیخيال هم فهميدهاند فروردين است اما آشيانهها را باد خواهد برد. خيالی نيست! بنفشههای کوهی هم فهميدهاند فروردين است اما آفتابِ تنبلِ دامنه را باد خواهد برد. خيالی نيست! سنگريزههای کنارهی رود هم فهميدهاند فروردين است اما سايهروشنانِ سَحَری را باد خواهد برد. خيالی نيست! همهی اينها درست اما بهارِ سفرکردهی ما کی برمیگردد؟ واقعا خيالی نيست!؟ |
||
اما از سوی دیگر وقتی تظاهرات مردم کشور های مختلف در حمایت از مردم لبنان با بیرق حزب الله و عبارت " فا ن حزب الله هم الغالبون " را به نظاره می نشینیم به عنوان یک شیعه بر خود می بالیم که وعده ی خداوند حق و پیروزی ار آن حزب الله است .
یا علی مدد

پایان دوره ی آموزشی در پادگان امام حسین (ع) ، همه ی ما منتظر اعزام به جبهه های جنگ بودیم . چند ماهی می شد که از عملیات بازی دراز برگشته بودم و برای اعزام مجدد لحظه شماری می َکردم ، عملیات مسلم بن عقیل در پیش بود ولی نشد آنچه می خواستم اما شد آن چیزی که امروز افتخارش را یدک می کشم .
....
من و حسین عراقی که در همه جا یار هم بودیم در لبنان از هم جدا شدیم او به پادگان حزب الله رفت و من درشهر بعلبک و بعدها در شهرک اسلایبه به کار فرهنگی مشغول بودم . حشر و نشر با برو بچه های سازمان امل ، که شهید چمران و حاج سید احمد آقا بیش از همه به آنها تعلق خاطر داشتند تازه به دو شقه شده بود و از دل آن سازمان امل اسلامی ظهور کرد و...
آن روزها آنقدر با برو بچه های لبنان در هم آمیختیم که دیگر آنها جزیی از ما و ما جزیی از آنها بودیم .
...... بگذریم.
نتیجه ی تلاش برو بچه های سپاه و بسیج ظهور حزب الله بود ، و شد آنچه می باید می شد ، و حزب الله با رهبری سید عباس موسوی پیشقراول مبارزه با اسرائیل شد و جانش را نیز نثار کرد . پس از او سید حسن نصرالله جانانه پرچم مبارزه را در دست گرفت و حزب الله با او جانی دوباره یافت . عملیات های بی شمار بویژه در سالهای 93 /96 و 2000 که جنوب لبنان از اشغال اسرائیل آزاد شد و مردم شادمانه به خیابان ها ریختند و با در دست داشتن پرچم حزب الله جشن پیروزی گرفتند و اشگ شوق می ریختند ، من نیزبا آنها گریستم چراکه لبنان برایم ایرانی دیگر بود .....
این روزها وقتی به صحنه های وحشتناک جنگ و تجاوز اسرائیل به لبنان عزیز را نظاره می کنم دلم می گیرد و چقدر دلتنگ آن روزهایی هستم که با برو بچه های صادق و مخلص لبنان راه های مبارزه با اسرائیل را مرور می کردیم.
.....
یا علی مدد







