تبليغاتX
جستار

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه  کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار

با آن که سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 16:58 | لینک ثابت |

نخستين كنسرت گروه شجريان در حالي روي صحنه اجرا مي‌شود كه يك سال از آخرين اجراي او با عليزاده و كلهر مي‌گذرد. در اين كنسرت كه شنبه و سه‌شنبه هفته آينده (13 و 16 ژانويه) در تالار بزرگ يونسكو در پاريس اجرا مي‌شود، مجيد درخشاني با تار، سعيد فرجپوري با كمانچه، محمد فيروزي با بربط و همايون شجريان با تنبك و صداي خود، قافله‌سالار آواز ايراني را همراهي مي‌كنند.

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت 20:13 | لینک ثابت |

  عصر چهار شنبه در برنامه " جوانی به وقت فردا " شبکه ی جوان رادیو ، تصنیفی را شیندم که شاید برای اولین بار این تصنیف با صدای قافله سالار سلاله ی موسیقی و آواز " استاد محمد رضا شجریان " بدون سانسور پخش می شد  !

تصنیف  "میهن ای میهن " که در سالهای آغازین جنگ تحمیلی ، هنرمند ارجمند جناب آقای " جلیل عندلیبی " بر روی شعری از" ابوالقاسم لاهوتی " در آواز دشتی ساخت ، در صدا و سیما دست خوش سانسور شد و با حذف عبارت " میهن ای میهن " که به صورت ترکیب بند در فواصل بین بیت ها و مصرع ها تکرار می شد از صدا و سیما بارها و بارها پخش شد تا اعتراض جدی " شجریان " را در پی داشته باشد ، آنچنانکه در نامه ای از رئیس وقت رسانه ی ملی نا رضایتی خود را از پخش صدایش  اعلام نماید !

و پس از آن  در اقدامی عجیب تر این تصنیف توسط  "علیرضا افتخاری " با همان سبک و سیاقی که صدا وسیما می خواست باز خوانی شد !!!

اکنون در زمان مدیریت فعلی اگر چه خواسته های علاقه مندان موسیقی سنتی بر آورده نشد اما اقداماتی هر چند کوچک ، مانند معرفی خواننده ، آهنگساز و شاعر هنگام پخش آثار شان ( اتفاقی که در دوره ی گذشته کمتر شاهد آن بودیم ) و یا چنانکه در بالا رفت حرمت قائل شدن برای هنرمندان و آثارشان ، ساخت و پخش برنامه هایی نظیر آوای ایرانی ، چکاوک و....  می تواند زمینه را برای  رشد و تعالی موسیقی فراهم نماید ! امیدوارم روزی شاهد رهایی دو اثر ارزشمند استاد شجریان ( انتظار ، ساخته ی کیانی نژاد و قاصدک ، ساخته ی پرویز مشکاتیان )   از مغاک تو قیف باشیم !

 

تکمله :

دیروز در اینترنت مصاحبه ای از آقای عندلیبی خواندم که در آن عنوان کرد در آلبوم " امان از جدایی " که با صدای " علیرضا افتخاری " منتشر شد درتصنیف " میهن ای میهن " عبارت " میهن ای میهن " در ممیزی وزارت ارشاد حذف شد !!!!!!

با خو د بسیار کلنجار رفتم که ایراد و اشکال کلمه ی " وطن " در چیست که صدا و سیما و وزارت ارشاد از بیان آن ابا دارند ؟

مگر در آموزه های دینی ما حب وطن نشانی از ایمان تلقی نشده است ؟

آیا کلمه ی میهن غیر اخلاقی است که بیان آن ممکن است به رواچ فحشا و منکرات بیانجامد ؟

آیا کلمه ی میهن سیاسی است  که بیان آن ممکن است به ......

آیا کلمه ی میهن .....

یا علی مدد

 

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 23:59 | لینک ثابت |

 

....... آن روز مادر به شدت گریه می کرد، نگران حالم بود و آینده ام ، گرچه بیست و هفت بهار گذرانده بودم و هر چه باید می شدم ، شده بودم  ! اما مادر نگرانی اش تمامی نداشت. انگار می دانست که سال پایانی عمرش را سپری می کند انگار می دانست که دیگر چند ماهی بیشتر در بین ما نخواهد بود ! برای همین نگرانی اش برای من و مصطفی بیش از پیش بود. روز عید غدیر بود که تنها بودم، کلافه و نگران . مادر در اهواز تحت عمل جراحی قرار داشت به امید آنکه دیگر آن درد لعنتی او را رها کند ، دلم در اهواز بود و منتظر خبری از جنوب.

    عصر آن روز ناخودآگاه بر روی صفحه آگهی تسلیت روزنامه ي همشهری شعر سهراب را نوشتم که " مرگ پایان کبوتر نیست " و چقدر دلم گرفت و بعد  نیمه شب عبداله خبری  را که اصلاً منتظرش نبودم آورد که ........

مادر رفت......

این روزها حال و هوای مادر از سرم بیرون نمی رود ! این روزها به شدت دلتنگ اویم و این روزها ................

یاعلی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 22:1 | لینک ثابت |

.......... حوالی ساعت 2 بامداد به هتل رسیدیم و پس از تجدید وضو سوار بر مینی بوس شده و راهی حرم می شویم، خیابان های مکه، ساختمان های بلند و ذکر دعا و دعا و دعا و قلب به شدت می زند. پس از دقایقی در پارکینگ حرم امن الهی پیاده می شویم و از پله برقی به سمت بالا می رویم اطراف حرم نورباران است .
از درب عبدالعزیز به سمت حرم می رویم و خدایا به خانه ات آمدم. مات و مبهوت سر بر خاک می سایم و بار الها چه عظمتی .
هفت دور برگرداگرد کعبه می گردم. نماز طواف را می خوانم. به چشمه زمزم می روم. آبی می نوشم و دست و صورتی بر آب و آنگاه سعی در صفا و مروه تا خویشتن را با خویش روبه رو کنم در سیر و سلوکی الی الله، هفت دور آهسته و شتابان و بعد تقصیر ، تارهایی از مو و قدری ناخن به پای آن جمیل مطلق، تا از مظاهر زیبایی که از خالق زیبایی غافل می کند، دوری نمایم و باز آغاز از حجرالاسود برای طوافی دیگر و این بار طواف نساء، نسایی که شایسته مقام مادری است و بوسه بر دروازه ی بهشت و بعد نماز طواف که سنگین ترین، درست ترین و پر اضطراب ترین نماز عمرم بود.
پایم به شدت خسته است، نای رفتن ندارم. اگرچه در این چند روزه درد پا را به فراموشی می سپارم و سعی می کنم تا از فرصت به دست آمده استفاده نمایم.
و خدایا عجب حالی دارم. بیشتر به یک رویا می ماند تا واقعیت همه را به یاد می آورم و دعا و آرزوی برآمدن حاجات همه ملتمسین دعا..

………..

از یادداشتهای سفرحج

 

یا علی مدد

 

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در سه شنبه پنجم دی 1385 ساعت 20:54 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar