تبليغاتX
جستار

فخرالدین حجازی ، مرد مبارز سالهای خفقان ، امروز عصر به دیار باقی شتافت ! برای آنهایی که دستی در مبارزات سیاسی داشتند " حجازی " را با سخنرانی های آتشینش می شناسند ! اوکه پس از انقلاب به عنوان نماینده ی اول مردم تهران در چند دوره مجلس شورای اسلامی حضور داشت امروز در حالی در جوار حق آرمید که خاطرات بسیاری را برایم زنده کرد ! سالهای 56 و57 که حجازی در آن روزگار سکان دار" انتشارات بعثت " بود و " یاسر " با او حشر و نشرفراوان داشت و از قضا در یکی از مجالس سخنرانی اش دستگیرو روانه زندان شد ، بارها به اتفاق به انتشارات بعثت رفتم و همیشه از سر لطف کتاب هایی را از او هدیه گرفتم ،سخنرانی هایش و نوارهایی که بارها و بارها شیندم که حتی اکنون نیز پس از گذشت سالها برخی از آن را از بر دارم و....  و از همین رو سالهای کودکی ام بیش از تمام مبارزان آن روزگار " فخرالدین حجازی " برایم خاطره ای ماندگارتر داشت !

 

مغموم ترم از برگی که از شاخه جدا میشود
و اسبی که در راهی نا اشنا
در باران
ره می سپارد
اندوه اوارگی با من است
دلم گر چه از عشق روشن است
اینک بی روی تو
خورشید گرفته است
تیرگی کسوف با من است

بی تو زندگی تلخ تر از شرمی است مستمر
کدام اندوهت را بگریم
نبودن
یا در خاک بودنت را؟

 

 

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 0:50 | لینک ثابت |
 کنسرت گروه موسیقی ایل به سرپرستی و آهنگسازی "صادق چراغی" و آواز "علیرضا قربانی" که به مناسبت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی  در تالار وحدت برگزار شد نتوانست رضایت مخاطبان را جلب کند.

 در این کنسرت  که شتابزدگی در برنامه ریزی و اجرای آن احساس می شد گروه موسیقی ایل، منتخبی از قطعات آلبوم "خشت و خاک" ( اثر همین گروه به تهیه کنندگی بنیاد رودکی ) را ارائه کرد. در این برنامه تصانیف بوی مهر در دستگاه شور، پرده کن در شوشتری و حماسه ایران زمین در آواز دشتی و در دو بخش اجرا شد.

پس از پایان اجرا علیرضا قربانی  گفت : یادمان حماسه سرای ایران زمین بنا بر خواست و سفارش وزارت ارشاد انجام شد که در آخرین روزهای باقیمانده به بزرگداشت فردوسی اطلاع دادند که می خواهند کنسرتی را به مناسبت بزرگداشت این شاعر در تالار وحدت اجرا کنند و ما در فرصت اندکی که داشتیم توانستیم ظرف چهار- پنج روزتمرین را آغاز کنیم تا به اجرا برسیم.

وی افزود : البته می دانیم که در اجرا ضعفهایی هم وجود داشت و تا اندازه ای با شتاب زدگی پیش رفتیم ولی تنها عاملی که باعث شد ما این اجرا را قبول کنیم انجام کار و فعالیتی به مناسبت بزرگداشت فردوسی شاعر پارسی گوی ایرانی بود و از آنجا که تا کنون کنسرتی هم به این مناسبت برگزار نشده بود مصمم شدیم تا هرجور شده این برنامه را برگزار کنیم، در واقع مهمترین دلیل برگزاری چنین کنسرتی ،غیرت ملی در اعضا گروه موسیقی ایل بود که در این فاصله کم به صورت فشرده کار کردند چرا که اگر ما قبول نمی کردیم ممکن بود امسال هم مانند گذشته هیچ حرکتی در زمینه موسیقی برای این شاعر برگزار صورت نگیرد و ما با همین انگیزه بود که در کمترین زمان کار را به اجرا رساندیم.

 شایان ذکر است در تنظیم قطعات از سازهای منسوخ شده ای چون بالابان و دونلی استفاده شده بود که تنظیم آهنگ با این سیستم بسیار مشکل است. 

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 23:50 | لینک ثابت |

دیروز" سعید " منتظر فرصتی بود تا با من به گپ و گفت و گو بنشیند ! برای همین بارها درب اتاقم را باز کرد و به تعبیرش: " این کاروانسرا هیچوقت خلوت نیست و اصلا" نمی شود با تو دو کلام حرف زد ، از بس ارباب و رجوع داری ! "

" سعید " به شدت به هم ریخته بود و ناراحت ! و می گفت کسی را که بسیار دوستش دارد در بستر بیماری افتاده است ، و خواست برایش دعا کنیم !

و در لابلای حرف هایش می کفت : می دانم که تو به این نوع موسیقی علاقه ای نداری ! اما میزان علاقه مندی مرا به شجریان مثال می زد واینکه چقدر دوستش دارم و تعبیر زیبایی که وقتی در کنار استاد عکسی به یادگار گرفتم برق شوق از چشمانم می درخشید و او هیچگاه آن را فراموش نمی کند ....

سعید از خاطراتش می گفت : که تنها آرزویش آن بود تا در عروسیش او باشد و بخواند که نشد ! و بعد از ده سال همزمان با کنسرتش در دبی به آنجا رفت و وقتی آمد عکس هایش را برایم میل کرد وبا شوق وصف ناپذیری می گفت : بالاخره بعد از ده سال به آرزویم رسیدم و در سالگرد ازدواجم در کنسرتش شرکت کردم !

.......

سعید دنبال کسی می گشت که این روزها عازم سفر مشهد باشد تا عکس محجبه ای را که او برایش فرستاده است به ضریح " آقا " بیندازد که او اعتقاد عجیبی به " آقا " دارد و منتظر شفایش !

و اشک از گونه هایش جاری بود و می گفت : این روزها چقدر برای" مهستی " گریه می کند و دعا ، تا از بیماری مهلک " سرطان " رهایی یابد ...

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 0:59 | لینک ثابت |

وان را که خبر شد، خبري بازنيامد...
                                          سعدي



آن‌که دانست، زبان بست
وان که مي‌گفت، ندانست...




چه غم‌آلوده شبي بود!
وان مسافر که در آن ظلمت ِ خاموش گذشت
و بر انگيخت سگان را به صداي سُم اسب‌اش بر سنگ
بي‌که يک دَم به خيال‌اش گذرد

که فرودآيد شب را،

 

 

گوئي

همه روياي تبي بود.
چه غم‌آلوده شبي بود!

احمد شاملو

آ

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 23:47 | لینک ثابت |

       ماهی های قرمز کوچک ، که حسب سنت دیرینه در ایام نوروز زینت بخش سفره ی هفت سین مان بودند ، دیروز ّمردن ! سیزده که به در شد و حال و هوای عید از سرمان رفت ، بی آنکه آنها را در رودخانه ای ، استخری و یا حوضی رها سازیم منتظر مرگشان می شویم و با یاد سالهای ماضی دیر و یا زوٍد, مرگشان را به قیاس می نشینیم !

.......و این حکایت هر ساله ی ماست !

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 1:37 | لینک ثابت |

157383.jpg

 تازه ترین اثر" استاد محمدرضا شجریان " با عنوان های سازخاموش ( دشتی ) و سرود مهر( بیات ترک و افشاری ) منتشر شد ! دراین آثارکه آخرین کنسرت استاد در سالن بزرگ کشورمی باشد ، حسین علیزاده به عنوان نوازنده ی تار و آهنگساز، کیهان کلهر نوازنده ی برجسته ی کمانچه و همایون شجریان با آواز و تبنک ، شجریان را همراهی کردند .

 

بزن آن پرده، اگرچند تو را سيم از اين ساز گسسته
بزن اين زخمه، اگرچند دراين کاسه تنبور نمانده‌ست صدايي
بزن اين زخمه ،
بر آن سنگ ،
بر آن چوب ،
بر آن عشق ،
که شايد ،
بردم راه به جايي.

پرده ديگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن ،
لانه ي جغد نگر
کاسه آن بربط سغدي ز خموشي
نغمه سر کن که جهان ،
تشنه ي آواز تو بينم .
چشمم آن روز مبيناد ،
که خاموش
درين ساز تو بينم.

نغمه ي توست، بزن
آنچه که ما زنده بدانيم
اگر اين پرده برافتد
من و تو نيز نمانيم
اگرچند بمانيم و
بگوييم همانيم

یا علی مدد

نوشته شده توسط مرتضی نوروزی در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 22:55 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar