n گر چه هیچگاه تمایلی برای نوشتن در مورد فیلم اخراجی های ده نمکی نداشتم و تنها در کامنت هایی که در برخی ازوبلاگ ها ی دوستانی که راجع به آن نوشته بودند ، این عبارت که : برای شادی روحش فاتحه بخوانیم که سقوط آزاد کرده است " .... را نوشتم !
اما حضرت ایشان در برنامه ی شب شیشه ای، عکسی از شهیدی نشان داد که شخصیت مجید سوزوکی را از او به وام گرفته است و با قی قضایا...!
امروز فیلمی را دیدم که اخراجی های 2 نام داشت . در این فیلم خانواده ، دوستان و همرزمان "شهید مجید خدمت" به شدت به ده نمکی اعتراض کردند و خواهر شهیدش با چشم های اشک آلود عاجزانه در خواست می کرد که از شهدا استفاده ی ابزاری نکنند و دروغ و دنبل به آن بزرگواران نسبت ندهند ! و گفت که همه ی آن چرا که حضرت ده نمکی به آن شهید نسبت داد دروغ است و لا غیر .
این فیلم ۳۲دقیقه ای را پشنهاد می کنم حتما" ببینید که مسعود خان چه زهی زد با این فیلم مصیبت بارش !!
n یا علی مدد
1- فوتبال ما بحمد لله در سال جدید زه زد ! آرزوی 34 ساله ی رفتن به المپیک به 38 سال مبدل شد . استقلال بعد از هفته ها صدر نشینی به مقام جهارم بسنده کرد و پرسپولیس که همه ی توانش را در جام حذفی بکار گرفت مغلوب تیم آماده ی سپاهان شد ، و با این اوضاعی که از بهارش پیداست ، آرزوی قهرمانی در جام ملت های آسیا را هم حکما" به گور خواهیم برد !
2- اگرچه مدتی است که از فضای موسیقی دورم اما همنشینی و همکلامی با " حسام الدین سراج " فرصت مغتنمی بود که عصر چهارشنبه به اتفاق یکی از دوستان میسر شد . جلسه ای که به بحث پیرامون موسیقی و اقتصاد و سیاست گذشت و دست آخر اصرار" سراج " و جسارت من در خواندن آوازی و اظهار لطف او...
3- معمولا" رسم بر آن است که هر بار موضوعی و یا برنامه ای با استقبال مردم روبرو می شود ، برنامه سازان وتهیه کنندگان رویکردشان به ساخت اینگونه برنامه ها زیاد می شود ... از صندلی داغ تا شب شیشه ای و فوق العاده و مصاحبه با نوه ی امام . گفتگویی که می توانست موفق از آب در آِید با سوالاتی پیش افتاده نظیر اینکه آیا امام اهل مطایبه بودند و در ملاقات ها از لطیفه های تازه می پرسیدند و یا یادگارامام قرمز بودند یا آبی ... متاسفانه شان مصاحبه را به ویژه در بخش دوم آن به شدت کاهش داد ....
یا علی مدد
وسخنی به از بی سخنی نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم
و سدره صابری درپوشیدم
مرغی گشتم :
چشم او از یگانگی
پر او از همیشگی
در هوای بی چگونگی می پریدم
کاسه ای بیاشامیدم که هرگز تا ابد
از تشنگی او سیراب نشدم .
با یزید بسطامی

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.
دکتر علی شریعتی
تصور همه ی ما این است که ما بسیار عاطفی هستیم و آلمانی ها ماشینی ! اما براستی کدام بازیکن فوتبال را در ایران سراغ دارید که در روز آخر بازی اش در تیمی مورد تشویق تماشاگران قرار گیرد ؟ غیر از این است که در بازی استقلال و سایپا هر بار اسکوربورد ورزشگاه آزادی تصویر علی دایی را نشان می داد تماشاگران به او توهین می کردند ؟!
یا علی مدد

