تبليغاتX
جستار
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 20:57 توسط مرتضی نوروزی| |

دنیای آخر الزمان هم برای خودش داستانی دارد عجیب وغریب !! فرار مغزها که روزگاری در میان زندگان رواج داشت و هزاران اندیشمند را به کشورهای بیگانه کسیل می کرد ، در میان مردگان نیزرو به افزایش است !

پس از آنکه " مولانا " به ترکیه مهاجرت کرد و به سرودن اشعاری به زبان ترکی پرداخت ! " شهریار " به کشور آذربایجان رفت ! پس از عزیمت " ابو علی سینا "  به یکی از کشورهای عربی ، نوبت به  " ابو سعید ابوالخیر " رسید تا او نیز به ترکمنستان پناهنده شود !!

تلویزیون دولتی ترکمنستان در یک برنامه نیم ساعته رسما" اعلام کرد که " ابوسعید ابوالخیر " متعلق به آن کشور است وعنقریب مراسم بزرگداشت این شاعر بزرگ ترکمنستانی را با شکوه تمام برگزارخواهد کرد !!

 

یا علی مدد

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 22:36 توسط مرتضی نوروزی| |
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 20:30 توسط مرتضی نوروزی| |

مي‌خواهمت چنان كه شب خسته خواب را
مي‌جويمت چنان كه لب تشنه آب را

محو توام چنان كه ستاره به چشم صبح
يا شبنم سپيده‌دمان آفتاب را

بي‌تابم آنچنان كه درختان براي باد
يا كودكان خفته به گهواره تاب را

بايسته‌اي چنان كه تپيدن براي دل
يا آنچنانكه بال پريدن عقاب را

حتا اگر نباشي، مي‌آفرينمت
چونانكه التهاب بيابان سراب را

اي خواهشي كه خواستني تر ز پاسخي
با چون تو پرسشي چه نيازي جواب را

قيصر امين پور
فروردين 77


وناگهان چقدر زود دير مي شود!
قيصر شعر امروز هم رفت!

نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:16 توسط مرتضی نوروزی| |
 

ساقیا بده جامی ، زان شراب روحانی
تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست ، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم ، کز طلب خجل مانی
بی وفا نگار من ، می کند به کار من
خنده های زیر لب ، عشوه های پنهانی
ما ز دوست غیر از دوست ، مطلبی نمی خواهیم
حور و جنّت ای زاهد ، بر تو باد ارزانی
زسم و عادت رندیست ، از رسوم بگذشتن
آستین این ژنده ، می کند گریبانی
زاهدی به میخانه ، سرخ روز می دیدم
گفتمش : مبارک باد بر این مسلمانی
زلف و کاکل او را چون به یاد می آرم
می نهم پریشانی بر سر پریشانی
خانه دل ما را از کرم ، عمارت کن
پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید
بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی
شیخ بهایی
 
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:36 توسط مرتضی نوروزی| |
پاییز نمی گذارد که باغ

هیچ گنجشکی را پنهان خود کند

 

اما تو غصه نخور

ای درخت

بر این بی برگی یکبارگی تگرگ

همه می دانند

بهار به هیچ درختی وفا نکرده است .

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 22:24 توسط مرتضی نوروزی| |