همین چند روز پیش بود ، " افشین قطبی " که کارش با فدراسیون تمام شده بود به شیراز رفت. هنوز بازی تمام نشده بود که مزه ی شیرینی برد برایش تلخ شد و نفهمید که چه اتفاقی افتاد که " دایی " آمد!
" دایی " آمد و مصالح ملی اقتضاء می کرد تا همه ی آنانی که چشم دیدنش را نداشتند ، انتخاب بجا و شایسته ی تنها مرد بین المللی فوتبال ایران را تبریک بگویند ! روزنامه های ورزشی پر شد از تبریکات صمیمانه . بازیکنانی که دیگرتمایلی برای بازی در تیم ملی نداشتند ، ابراز علاقه کردند که اگر" دایی " بخواهد در خدمت او خواهند بود . در این چند هفته ی انتخاب سرمربی ، جماعت نان به نرخ روزخور با توجه به پررنگ شدن نام گزینه ای ، او را بهترین فرد برای تیم ملی ارزیابی کردند :
زوج مایلی کهن و جلالی تیم را به جام جهانی خواهد برد !
قطبی تجربه چند دوره جام جهانی را دارد !
قلعه نوعی تیم ملی را بهتر از دیگران می شناسد !
دایی به نیمکت ایران اعتبار بین المللی می دهد !
و ....
ماراتون انتخاب رییس فدراسیون فوتبال و انتخاب سر مربی علی الحساب تمام شد و روسیاهی به ذغال ماند ! اما بیچاره ما مردمی که تنها تفریح روزگارمان حرص و جوش خوردن از فوتبالی است که دیگر همه ی امورش سیاسی شده است .
یا علی مدد
برای کدام مدیر هورا بکشیم؟
اگردر همه ی عمر دوساله ی جستاراعتراف کنم که از واکنش دوستان به یک یادداشت کوتاه بسیار خوشحال شدم ، سخنی به گزاف نگفته ام !
یادداشت شما با عنوان برای کدام مدیر هورا بکشیم ؟ بر مسوده ی حقیر درپست " مردان صدیق نفت " را برای قضاوت دوستانی که از سر لطف به این سو می آیند کپی کردم . راضی باشید .
من بنای نقد مدیریت " نوذری " را نداشته و ندارم ، چه اینکه تخصص این کار را هم ندارم ! اما نمی توانم در روزگاری که ملاقات بسیاری از مسئولین رده ی چندم هم از آمال وآرزوهای مردم شده است ، از مردی نگویم که هر روزصمیمانه با لبخندی بر لب بی آنکه احساس خستگی کند پاسخگوی درخواست های بی شمارو مکرر کارکنان خویش است . باور کنید بسیاری از اینکه کسی نیست به حرفشان گوش فرا دهند می نالند ، حتی اگر گره ای باز نشود ....!
آن چرا که نوشتم ادای دینی است به مردی که دوستش دارم ، فقط همین .
از شما هم متشکرم و برایتان توفیق روزافزون آرزومندم .
یا علی مدد
چند روز پیش جستارنویس عزیز ٬ در یادداشتی با اشاره به نامه ای از دکتر منوچهر اقبال ، مدیر عامل سال های دور شرکت ملی نفت ایران ، از ذکر خیر کارکنان قدیمی نفت و تعریف و تمجید آنان از شخصیت آن مرحوم گفته و در ادامه ، مهندس نوذری وزیر کنونی نفت را ستوده بود که ساده و بی تکلف است و مردم دار و همیشه در میان کارکنان حاضر و گوش شنوای درددل های آنان و سنگ صبور و مشکل گشای ایشان !
قبل از هر چیز عرض کنم که بنده هیچ یک از این عزیزان را از نزدیک نمی شناسم ، بنا براین نه باحضرت جستار نویس دشمنی دارم ، نه با مرحوم دکتر اقبال خرده حساب و نه با جناب مهندس نوذری خصومت ، اما یک موضوع هست که باعث می شود دیدگاهم با دوست جستار نویس زاویه پیدا کند ، و همین اختلاف منظر دلیل نوشتن این یادداشت است .
به نظر بنده ، ما ( منظورم از این ما ، نه ما ایرانی هاست ، نه ما شرقی ها و نه ما آدم ها ، بلکه فقط و فقط جمع کسانی را در نظر دارم که با این چشم غیر مسلح نزدیک بین توانسته ام رصد کنم و به گمان خود بشناسم ) ، بله ظاهرا ما هنوز بین جنبه های مختلف ( یا همان نقش های گوناگون اجتماعی ) افراد تمایز قائل شویم، و به همین دلیل ، گاهی ، در داوری بین نقش های متفاوت افراد سر در گم می مانیم .
به نظر می رسد هنوز نپذیرفته ایم که یک شاعر خوب ضرورتا یک همسایه خوب هم نیست ، یک پدر خوب ممکن است یک معلم خوب نباشد ونباید انتظار داشت که هر آدم خوبی حتما مدیر خوبی هم باشد .برای خوب توصیف شدن یک شاعر ، پدر و آدم معیار هایی وجود دارد که با ملاک های شناسایی همسایه ، معلم و مدیر خوب (صرف نظر از برخی صفات پسندیده مشترک از دید کلی اخلاق انسانی ) از بنیاد متفاوت است .
به عنوان مثال ، یک شاعر با توانایی های خود در سرودن شعر تعریف می شود و اگر کسی همه خوبی ها عالم را در وجود خویش جمع کند ، مادام که نتواند خوب شعر بگوید ، می توان هر صفت را با پسوند خوب به او نسبت داد جز " شاعر خوب " !
در مورد سایر نقش های اجتماعی ، از جمله مدیریت نیز قضیه از همین قرار است . یک مدیر خوب را باید بر اساس توانایی هایش در اداره مجموعه ای که مسئولیت آن را بر عهده دارد تعریف کرد نه در سادگی ، خوش رویی ، بی تکلف بودن و...! هر چند شاید همه این ویژگی ها به عنوان صفات جنبی مدیر خوب حتی لازم باشد ، ولی نمی توان با اتکا به این معیارها ، واقعیت خوب یا بد بودن یک مدیر را شناسایی کرد .
بنا بر این ما مخاطبان غایب ، از جستار نویس عزیز انتظار داریم توضیح دهد که در عرصه مدیریت صنعت نفت ، مرحوم دکتر اقبال و جناب مهندس نوذری چه کار شاخصی را در کارنامه دارند که " وزارت نفت به داشتن چنینن فرزندانی بر خود می بالد" !
وضعیت مدیریت مرحوم دکتر اقبال در سال های پیش از انقلاب کاملا روشن است و اگر ما همه تمجید های جستار نویس گرامی را در باره خوب بودن ایشان به عنوان یک انسان بپذیریم ، در جایگاه مدیر صنعت نفت اگر و اماهای بسیاری در باره نحوه عمل وی وجود دارد . زیر پا گذاشتن قانون ملی شدن نفت در دوران مدیریت آن مرحوم فقط یک قلم از این اگر و اماهاست !
در مورد مهندس نوذری ولی وضع به گونه ای دیگر است . برای داوری در مورد ایشان به عنوان وزیر نفت باید موفقیت ها و نا کامی های این صنعت را در همین مدت کوتاهی که ایشان مسئولیت وزارت نفت را بر عهده گرفته است ، مورد بررسی قرار داد که بنده نه اطلاعات کافی در زمینه عملکرد صنعت نفت دارم و نه دانش لازم در حوزه صنعت و اقتصاد ، ضمن اینکه به هیچ وجه قصد داوری در باره مدیریت وزارت نفت در میان نیست .
بنده به یک نکته در عرصه مدیریت باور دارم که براساس آن ، رفتارهایی از آن نوع که جناب جستار نویس برای آن هورا می کشد و به خود می بالد ، نشانه نوعی ضعف مدیریت تلقی می شود .
به اعتقاد بنده ، ویژگی پایه ای مدیریت خوب سیستم سازی است . مدیر خوب روال انجام کارها ، نحوه نظارت و گلوگاه های کنترلی و دریافت بازخورد سیستم را به گونه ای سامان می دهد که در هر تصمیم گیری کوچک و حل و فصل هر خرده مشکل ، نیاز به مراجعه مستقیم به شخص مدیر نباشد .
متاسفاته ، چنین به نظر می رسد که مدیران ما ، به جای تلاش برای نظم بخشیدن به سیستم های زیر نظر خود و برنامه ریزی جهت اجرای قانون مند و روان امور ، شیوه ای را در پیش می گیرند که در هر کار کوچکی خود مرجع و ملجا همه کس باشند ، عریضه دریافت کنند ، درد دل بشنوند ، دستورمساعدت بدهند ، مشکلات را حل و فصل کنند و محبوب القلوب شوند !
جناب جستار نویس گرامی ، اگر در وزارت نفت و سایر سازمان ها و ادارات ، کار بر اساس نظم و نسق منطقی انجام گیرد و هر ذیحقی بتواند از طریق همان سیستم به حقوق مشروع خود دست یابد ، ضرورتی وجود خواهد داشت تا کارمندی یا کارگری ، برای رسیدن به حق خود ، به مدیری یا وزیری مراجعه کند تا بعد برای اینکه به حضور پذیرفته شد ، برای آنها هورا بکشد ؟
به باور بنده مدیر خوب آن است که روند امور در مجموعه تحت سرپرستی اش نیاز به هل دادن وی نداشته باشد و جز در موارد نادر اضطراری ، عریضه ای ، تقاضایی ، درددلی روانه دفتر وی نشود .
دوست جستار نویس ، اگر روزی چنین مدیری ، وزیری سراغ کردی ، خبر بده ما هم به او ببالیم و برایش هورا بکشیم و شاید هم در مدحش قصیده ای غرا بسراییم !
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۳٦ ق.ظ توسط آدم
يادت نرود گُلم
به جای من از صميم همين زندگی
سرا رویِ چشمْ به راه ماندگانِ مرا ببوس!
ديگر سفارشی نيست
تنها، جانِ تو و جانِ پرندگان پربستهئی که دی ماه به ايوانِ خانه میآيند
......
شماره 32520-1/5/5
تاريخ 16/6/1351
به آقايان مديران و رؤساي كل امور و واحدهاي مستقل
پيرو دستورات قبلي مجدداً يادآور ميگردد كه كليه كاركنان صنعت نفت ميتوانند براي اظهار مطالب و شكايات و درخواستهاي خود مستقيماً باينجانب مراجعه نمايند. بديهي است درخواستها و شكايات منطقي همواره مورد توجه و رسيدگي قرار ميگيرد.
اخيراً مشاهده گرديده كه تعدادي از كاركنان شركت بسب مراجعه مستقيم باينجانب مورد بازخواست رؤساي خود قرار گرفته اند.
بدينوسيله اعلام مي گردد از اين تاريخ به بعد هرگاه چنين موردي پيش آيد بازخواست كننده در هر مقام و موقعيتي كه باشد از خدمت در شركت معاف خواهد گرديد.
لازمست مراتب به مسئولين مربوطه ابلاغ گردد.
دكتر اقبال
رونوشت – مديرعامل شركت ملي صنايع پتروشيمي
مديرعامل شركت ملي گاز ايرن
رئيس كل عمليات غير صنعتي در حوزه قرارداد

تاريخ شركت نفت با نام شخصيتي عجين است كه نام او جز با احترام بر زبان ها جاري نميشود! دكتر اقبال مرد آشناي قديمي هاي نفت، مردي كه روزگاري مديريت عامل نفت را برعهده داشت و به شهادت چنين بخشنامه هايي بر قلوب كارمندان و كارگران فرمانروايي مي كرد!
براي جوانترهايي مثل ما كه از روزگار دكتر اقبال تنها خاطراتي را شنيده اند ، اين روزها شاهد حضوري مردي بر مسند وزارت هستند كه به شهادت آناني كه از نزديك ارتباطي با او داشته و دارند ، چه آنكه كارمندي ساده بود و چه مدير عامل و چه آنكه پست وزارت را بر عهده گرفت در كردار و رفتارش كوچكترين تغييري نديده اند. مهندس نوذري را مي توان در صف نماز ديد، حضورش را در صف غذا مي توان مشاهده كرد .... و در هر مكان و زماني ساده و بي تكلف ، صبورانه پاي صحبت آنانيكه عريضه به دست منتظرند تا مشكلي را برايشان حل و فصل نمايند .....
و امروز وزارت نفت به داشتن چنينن فرزنداني بر خود مي بالد .
يا علي مدد






