مرگ در همین حوالی است
نزدیکتر از آن که فکرش را بکنی
در همین لحظه هزاران نفر،بی آنکه من و تو آنان را بشناسیم رفتند
یکی سکته کرد
دیگری تصادف کرد
و آن یکی بیمار...
و هریک به بهانه ای ....
....
و از این نام های رفته ، کدامین نام بر تارک تاریخ خواهد درخشید ؟
و کدامین نام در یادها خواهد ماند ؟
....
و حالا
هامون و آن سکانس بی نظیرش : این زن حق منه ، سهم منه و....
و هامون جاودانه شد ، تا شکیبایی را جاودانه کند ...
.....
سنگ روی سنگ نماند
آب از آب تکان خورد
و کار از کار گذشت !
....
بدرقه یک رفیق حتی تا بهشت ،
جهنمی است که شرحش برقلب است و تاثیرش در نگاه
.... یادش گرامی
یا علی مدد

یک شب خوابیدم
وسحرگاهان که برخواستم
بوی ریواس و بابونه و نعنا می دادم
....
آن شب تو را در خواب دیدم
یا علی مدد
تالاربزرگ کشورباردیگرمیزبان جمعیت کثیری است که برای شنیدن صدای مانا و یگانه ی آوازایران " استاد محمدرضا شجریان" گردهم آمدند !
قراراست برای تهیه بلیط ساعت ها وحتی روزها پای اینترنت بنشینی که نشستی و نشد تا اینکه دوستی به دادت رسید !
قرار است سایت " دل آواز" مثل همیشه بد قولی های خود را داشته باشد که دارد !
قراراست در ترافیک سنگین حوالی تالارکشور برای پارک ماشینت چندبار بالا و پایین بروی که رفتی !
و قراراست با ذوق و شوق منتظر شنیدن آوای ملکوتی استاد باشی ،هم او که برایش لحظه شماری می کردی !
"گروه شهناز" ، گروهی این بار با جمعی از جوانان خوش ذوق در کنار هنرمند با تجربه ای مثل " مجید درخشانی" و صدای بی نظیر" محمدرضا شجریان"
" همایون" ، " شوشتری" ، " سه گاه " و فرود به "همایون " و دیگر" شور" و شورآفرینی مردی که تاریخ موسیقی ایران نظیر آن را به خود ندیده است !
کنسرت تمام می شود ، مثل همیشه " مرغ سحر " را با اصرار برایمان می خواند و ما با او هم آوا می شویم که :
یک قصه نیست غم عشق و این عجب ، کز هر زبان که می شنوم نامکرر است . بازهم دورکعت نماز شکرمی خوانم بشکرانه حضوردرجایی که روحم تا ملکوت پرکشید .
وحالا سرشارازآوازم ! می خوانم و می خوانم و می خوانم ....
یا علی مدد
