آه باران، آخرين اثر استاد شجريان، قرار است تجديد خاطرهاي باشد از برنامهي گلهاي راديو . برنامهي گلهاي راديو، برنامهي موفق سالهاي پيش از انقلاب بود كه به پخش آثار استادان بنامي چون حسين ياحقي،مرتضي محجوبي غلامحسين بنان، محمدرضا شجريان و...... ميپرداخت.
و چه خاطره انگيز بود براي جوانترهايي مثل من كه تازه با موسيقي سنتي آشنا مي شد و در به در به دنبال اين آثار بود و بعد هم دوستي در انجمن خوشنويسان كه كلكسيوني از آثار شجريان داشت و برنامهي گلها. زحمت ضبط چندين برنامه را برايم كشيد كه هر كدام از آنها را بارها و بارها با ضبط كوچكي كه هميشه همراهم بوده و هست كوش مي كردم تا تحريرها را تمرين كنم و نغمهها را در ذهنم بسپارم...
گلها، تجربهاي بود كه ديگر تكرار نشد! مثل مجموعهي چاوش، كه در سالهاي آغازين انقلاب منتشر شد و نقطهي عطفي بود در موسيقي سنتي ايران....
اما اكنون، آه باران، با آثاري از مرتضيخان محجوبي، حسين ياحقي و رهي معيري منتشر شد تا بيش از پيش برنامهي گلهاي راديو را در ذهنمان زنده كند .

سرو روان، تازهترين اثر هنرمند ارجمند جناب عليرضا قرباني با آهنگ و تنظيم علي قمصري منتشر شد. تصنيفهاي سرو روان، آتش، ساقي و موج از جمله قطعاتي است كه در اين آلبوم ميتوان شنيد .
يا علي مدد
هرجه بود گذشت ! مثل همهی سالهای ماضی! مثل همهی رسم و رسومها ! مثل همهی نوروزها !
نوروز با آتش بازی در آخرین چهارشنبهی سال کهنه آغاز شد و با سیزدهبدر به انجام رسید !
آتش بازی در آغاز جشن سال نو و پریدن از روی آتش و سردادن آوازی که دیگر در مغاک فراموشی رفت: " زردی من از تو، سرخی تو از من" و بعد هم قاشق زنی با صورتی پوشیده و دریافت هدیهای و ... فلسفه اش هر چه باشد از سنتهایی بود که امروز جایش را به تیر و ترقه داد و سر و صدای بی خاصیت ...
تعطیلات نوروز را هم با لگدکوب کردن سبزهها و آلوده کردن محیط زیست به پایان میبریم که " بساط سبزه لگد کوب شد به پای نشاط / زبس که عارف و عامی به رقص بنشستند .... و بعد هم روزمرگیها و ترافیک و دود و درس و بحث و کار و مصیبتهای دیگر! و هر کدام از ما همانی میشویم که قبل از چهارشنبه سوری بودیم و جزاینکه یکسال به عمرمان افزوده شد و سالی دیگر به مرگ نزدیکتر شدیم ، چیزی عایدمان نشده است!! ...
یا علی مدد






